سلام . نمی پرسم خوبی !این روزها خیلی آرزو می کنم که بودی ٬چه قدر عمیق مفهوم زن و زنانگی و زن ایرانی را درک کرده ای . چه رسا تنفرت را از آش رشته و شلختگی و وراجی بیان کردی. چه معصومانه عشق ورزیدی ٬ می توانم حدس بزنم وقتی صدای نحس ساعت ها را می شنیدی چه حالی داشتی٬چه مقتدرانه عقایدت را در شعرهایت فریاد زدی و با چه جسارتی به آن ها جامه ی عمل پوشاندی!راستش به تو حسودیم می شود.این روزها یکی از کار هایی که خیلی با علاقه انجام میدهم این است که زندگی تو را با دوبووار مقایسه کنم و هر اشتراکی که پیدا می کنم خوشحال می شوم به خودم می بالم که در سرزمینی که حتی خدایش هم از نوع خاله خانباجی های لچک به سر و مردان...است زنی هست که بدون آنکه جنسیت خود را سانسور کند می خواهد زندگی کند (البته اکنون این زنان کم نیستند) نمی دانم....................
--------------------------------------------------------------------------------
برای روژین ها
تو باید باشی تو نباید باشی او باید باشد او نباید باشد
من باید باشم من باید باشم من باید باشم من باید باشم
من باید تا نهایت باشم
من من من
این هجای ویران کننده و خانمان بر انداز که چون پتک بر سر بشریت کوبیده می شود
من من من
