می گوید:کارت خیلی درسته به مولوی٬ حیف که دختری و گرنه دم پر ما می پریدی لات خوبی می شدی . می گویم به جای این حرف ها سوال رو حل کن. برگه را با یک دست می گیرد و با دست دیگر سرش را می خاراند یعنی مشغول فکر کردنم بعد از چند دقیقه مثلا ادای فکر کردن را در آوردن با صدای کلاه قرمزی می گوید : همه رو که گفتی اینم بگو تموم شه . جواب سوال را می گویم .... می گوید ناموسن تا حالا فکر کردی برای چی این همه درس خوندی ؟ که چی بشه؟ مثلا این همه پول آقات خرجت کرده که چی بشی ؟ چه قدر باید کار کنی تا پولش رو در بیاری ؟ صدایم را بالا می برم و می گویم الان وقت این حرف ها نیست الان باید حواست به درست باشه ٬ در مورد این مسائل بعد از امتحانات حرف می زنیم( تو یکی دیگه این دریا مشوش را مشوش تر نکن) ... مادرش تکه ای از کیک تولدش را برایم می آورد و با آب و تاب در مورد هدیه ای که به او داده است صحبت می کند او هم آرام آرام می خندد و هدیه را مسخره می کند هدیه اش رساله ی توضیح المسائل است وقتی مادر بیرون می رود من هم با او می خندم ....مادرش می گوید فقط دلم می خواد کمدش رو ببینی لباساش همه بالای بیست تومن هر چی بهش می گم گوش نمی ده .... ( و من فقط گوشم ) باباش از این بدتره ٬ امروز دیگه قاطی کردم بهش گفتم این خودت و بچه هات ( دو پسر دارد) هر غلطی می خوای بکن منم میرم یه جایی خونه می گیرم راحت و آسوده زندگی می کنم .....وقتی می خواهم بیایم می گوید : جبران می کنیم اگه با شوورت دعوات شد خودم میام می زنمش ناکارش می کنم ... مادرش لبش را می گزد و می گوید نه انشاالله زیر سایه امام زمان به خوبی و خوشی با هم زندگی می کنند این حرف ها چیه ! ..وقتی به حرفش فکر می کنم چیزی درونم صدای مهیبی می دهد و این پرسش مثل موریانه درونم را می جود که تا کنون چند بار کتک خوردن زنی(مادرش ) را دیده است؟
شراب تلخ
رنج ما قوی تر از مشروبه
درباره وبلاگ

بذر
پیش از این که خودش ترک بردارد
خاک را نمی شکافد.
قطع امید کرده ام
از سعادت و خوش بختی
بی تفاوتم
نسبت به این همه بدبختی
از این که خیلی غمگینم
احساس ناراحتی نمی کنم
آن گونه که چشم
خودش را نمی بیند
من هم
نمی توانم دنبال خود بگردم
و خودم راپیدا کنم.
"عزیز نسین"
پیش از این که خودش ترک بردارد
خاک را نمی شکافد.
قطع امید کرده ام
از سعادت و خوش بختی
بی تفاوتم
نسبت به این همه بدبختی
از این که خیلی غمگینم
احساس ناراحتی نمی کنم
آن گونه که چشم
خودش را نمی بیند
من هم
نمی توانم دنبال خود بگردم
و خودم راپیدا کنم.
"عزیز نسین"
منوی اصلي
پیوندهای روزانه
لالایی ها؛ نخستین شعر های نا نوشته ی زنان
سرزمين روشنفکران
دختربچه لوس وننروبی ادب
خطاب به خواننده
چنین مباد که ابر شلوار پوش دل به بالا بلندی پریشان موی بسپرد!
صدای زنان عرب در ادبیات
زندگی حلزونی
تو "زن " را این گونه می خواهی
نگاهي به كتاب «زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند»سروده ي اكبر اكسير
بیا در جشن هستهای ما برقص!
این تنگ جای گفتگوی فلسفی است!
این ترانهها فروشی نیستند
عدد هفت در دین زرتشتی
در مدرسه
بهار امسال روی پشت بام
اگزیستانسیالیسم، سارتر، و اندکی چیزهای دیگر...
بخاطر خدا یکی شیر گاز را ببندد!
ساقی خوشبخت می شود
زن بیزاری
عکس رخ یار (هدایت)
معضلی فراتر از جنسیت
بخوانید توضیحی ندارد
موقعیت و آزادی از دیدگاه سیمون دوبوار
آیا
پان پراگ
پارانویا
ببینید توضیحی ندارد
تمام پیوندها
سرزمين روشنفکران
دختربچه لوس وننروبی ادب
خطاب به خواننده
چنین مباد که ابر شلوار پوش دل به بالا بلندی پریشان موی بسپرد!
صدای زنان عرب در ادبیات
زندگی حلزونی
تو "زن " را این گونه می خواهی
نگاهي به كتاب «زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند»سروده ي اكبر اكسير
بیا در جشن هستهای ما برقص!
این تنگ جای گفتگوی فلسفی است!
این ترانهها فروشی نیستند
عدد هفت در دین زرتشتی
در مدرسه
بهار امسال روی پشت بام
اگزیستانسیالیسم، سارتر، و اندکی چیزهای دیگر...
بخاطر خدا یکی شیر گاز را ببندد!
ساقی خوشبخت می شود
زن بیزاری
عکس رخ یار (هدایت)
معضلی فراتر از جنسیت
بخوانید توضیحی ندارد
موقعیت و آزادی از دیدگاه سیمون دوبوار
آیا
پان پراگ
پارانویا
ببینید توضیحی ندارد
تمام پیوندها
آرشيو
پيوندها
شرق
زندگی شاید
چای تلخ
همنوایان
مرور
مدرسه فمینیستی
اندیشه های یک فکر
داستانک
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
ما همه خوبیم
برگردان
نصور
سرباز معلم
مطرود آگاه
جام جم فلسفه
پرسش، پارسایی اندیشه است
صدای پای تو خوب است وقت رفتن نه
هزار و یک شب
من و سکوت و صبوری ؟ من و تحمل و دوری؟
فلسفه برای کودکان
روزنامه اعتماد
فیلم نوشته ها
fexon(بانک اطلاعات سینمایی)
هیچ چیز
زندگی شاید
چای تلخ
همنوایان
مرور
مدرسه فمینیستی
اندیشه های یک فکر
داستانک
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
ما همه خوبیم
برگردان
نصور
سرباز معلم
مطرود آگاه
جام جم فلسفه
پرسش، پارسایی اندیشه است
صدای پای تو خوب است وقت رفتن نه
هزار و یک شب
من و سکوت و صبوری ؟ من و تحمل و دوری؟
فلسفه برای کودکان
روزنامه اعتماد
فیلم نوشته ها
fexon(بانک اطلاعات سینمایی)
هیچ چیز
![]()
طراح قالب:
رضا امین زاده
Powered By
BLOGFA.COM
+ نوشته شده توسط سنگی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت
0:50 |
